هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
281
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
نداد كه امتيازى برايش بشمار آيد و اگر همان گونه كه در غزوه ذات السلاسل اتفاق افتاد او را در رأس سريهاى روانه مىكرد يا آنگونه كه در خيبر پيش آمد پرچم نبرد را به او مىسپرد ناكام و شكست خورده بازمىگشت و در روزهاى واپسين زندگى ، پيامبر كه نزديكى اجلش را دانسته بود در صدد بر آمد كه او و عمر بن الخطاب را همچون يكى از سربازان مسلمان تحت فرماندهى جوان نوخاستهاى چون اسامة بن زيد كه حد اكثر در آن هنگام بيست سال برايش تخمين زدهاند از مدينه خارج كند . و اما در مورد نمازگزاردنش براى مردم در برخى روزها طى بيمارى پيامبر كه ابو عبيدة در سخنش با انصار بدان اشاره كرده بايد گفت كه با وجودى كه امامت نمازگزاران در مورد كوچك و بزرگ و عالى و دانى صدق مىكرده و مىكند و به فرض كه اين كار هم صورت گرفته باشد امتياز به نفع وى بر احدى شمرده نمىشود و چنين مهمى ويژه پيامبران و اوليا و قدسيان هم نيست تازه در مورد ابو بكر ، وقتى پيامبر بسترى بود و نمىتوانست از جايش برخيزد دخترش عايشه ( از پيش خود ) او را به امامت مسجد گسيل داشت و وقتى پيامبر از جريان خبر يافت با تكيه گذاردن بر على و عباس بيرون شد و از محرابش كنارش كشيد و در حالى كه از شدت درد و بيمارى در رنج بود پيشاپيش مردم به نماز ايستاد . و آنچه شگفت است و عقل و منطق آن را نمىپذيرد اين است كه گروهى از علماى اهل سنت و محدثين آنها ، چنين كارى را آنچنان فضيلتى براى ابو بكر به شمار مىآوردند كه وى را سزاوار و لايق خلافت مىسازد حال آنكه خود به برخوردها و مواضع پيامبر ( ص ) نسبت به على در « يوم الدار » ، « احد » ، « احزاب » ، « الحديبية » ، « خيبر » ، « حنين » ، « تبوك » و « غدير خم » و نيز برادرخواندگى با او در مكه و مدينه اعتراف دارند ولى در هيچ - يك از آنها ، دليلى بر انتخاب او به جانشينى وى و حتى اشارهاى در اين مورد نمىيابند ولى در دو ركعت نماز گزاردن ابو بكر بر مسلمانان دليلى آشكار و روشن در انتخاب او به جانشينى و واگذارى صلاحيتهاى متعلق به پيامبر به او مىيابند . از جمله دليلى كه نشان مىدهد حركت انصار و گرد هم آمدن آنها در سقيفه واكنشى در برابر توطئه و دسيسهچينى مهاجرين براى دستيابى به قدرت بوده مطلبى است كه در روايت الزبير بن به كار آمده كه مىگويد : وقتى آن گروه با ابو بكر بيعت كردند او را هلهلهكنان و تبريكگويان به در مسجد آوردند . اواخر روز بود كه گروهى از انصار و گروهى از مهاجرين به دور هم